{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بهترینی

تو بهترینی
پارت9

سریع از بغل بردیا اومدم بیرون
بردیا:ببخشید
صورتمو سمت لباسا کردم
اوا:من اینو میخوا
بردیا:اون خیلی بازه
اوا:اگر به من بود که یه لباس کوتاه میپوشیدم(با عصبانیت)
بردیا:باشه همونو وردار
از اتاق رفتم بیرون اردلان و ارسلان نبودن
اوا:اردلان و ارسلان کوشن؟
بردیا:گفتم برن
اوا:چرااااا(باداد)
بردیا:میخواستم با همدیگه تنها باشیم
(نویسنده:منحرف نشوید)
اوا:منظورت چیه؟
بردیا:اوا چقدر منحرفی
اوا:چطور جرعت میکنی منو با اسمم صدا کنی هان؟
دستمو گرفت کشید سمت خودش
بردیا:هرچی دوست دارم صدات میکنم
که یهویی لبامو بوسید
رفتم عقب یهدونه زدم توی گوشش که دوباره بوسید دوباره رفتم عقب یه دونه خوابوندم زیر گوشش دوباره بوسید خواستم بزنم در گوشش که
بردیا:اگر بزنی دوباره میبوسمت
دستمو اوردم پایین که منو کشید سمتش
بردیا:میدونم خودت دوست داری پس لج نکن
چسبوند من به دیوار و بوسید(بقیش اسماته هرکی خواست تو پیوی)
تو بغل بردیا دراز کشیده بودن
بردیا:همه شب انجام میدن ما روز
اوا:ما که کارای زیادی انجام ندادیم
بردیا:ما کارایی بزرگسالان رو انجام ندادیم فقط صمع لبای تو رو چشیدم
(نویسنده:عوقققق)
از خجالت سرمو بردم زیر پتو
بردیا:دوست داری چی صدات کنم
اوا:نمیدونم
بردیا:جوجه،بیبی،امممممم کوچولو
اوا:جوجه
بردیا:باشه جوجه من....
دیدگاه ها (۸)

تو بهترینیپارت10رفتم زیر پتو که حس کردم صدای بردیا دخترونه ش...

تو بهترینیپارت11داشتم با پارسا حرف میزدم که یهویی بردیا زنگ ...

تو بهترینیپارت8بردیا:فردا یه مهمونی قراره برم تو هم باید بیا...

تو بهترینیپارت7پسره:تو دیگه کی هستی؟ناشناس:دوست پسرشمپسره دس...

پارت هفتم در آغوش زندانشوگا اومد تا درو برام باز کنهشوگا:بفر...

پارت هفتم در آغوش زندانشوگا اومد تا درو برام باز کنهشوگا:بفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط