اعتزالِ من
اعتزالِ من
می رنجاند، نزدیکانم را
آنهایی ک میگویند نزدیکند
و بازهم من تنها
موجبِ اخمِ آن هاست
مرارتَ من
می لرزانتشان برودتَ من
نهانش باید کنم
عیان نباید کرد سیاهی هایی را ک موج میزند درونِ قلبم
اما؛ عزیزانم
نمیدانید؛ خسته تر از آنم ک تبسمِ جعلی بخواهید مرا
نمیدانید؛ من اولین ستاره ای بودم ک هویدا شد
همان ک زودتر از همه خاموش می شود
اولین قطره ی بارانی ک فرود آمد
همان ک در دم نیست شد
اولین برگ زرد پاییز
همان ک پیش از همه زیر پای رهگذران خرد شد
نمیدانید؛ من اولین شکوفه ی بهاری بودم
همان ک قبل از ب بار نشستن
توسطِ کودکانِ بازیگوش
ب دستِ باد
سپرده
شد
آری
من آنم ک قبل از بود نابود شد
می رنجاند، نزدیکانم را
آنهایی ک میگویند نزدیکند
و بازهم من تنها
موجبِ اخمِ آن هاست
مرارتَ من
می لرزانتشان برودتَ من
نهانش باید کنم
عیان نباید کرد سیاهی هایی را ک موج میزند درونِ قلبم
اما؛ عزیزانم
نمیدانید؛ خسته تر از آنم ک تبسمِ جعلی بخواهید مرا
نمیدانید؛ من اولین ستاره ای بودم ک هویدا شد
همان ک زودتر از همه خاموش می شود
اولین قطره ی بارانی ک فرود آمد
همان ک در دم نیست شد
اولین برگ زرد پاییز
همان ک پیش از همه زیر پای رهگذران خرد شد
نمیدانید؛ من اولین شکوفه ی بهاری بودم
همان ک قبل از ب بار نشستن
توسطِ کودکانِ بازیگوش
ب دستِ باد
سپرده
شد
آری
من آنم ک قبل از بود نابود شد
- ۴۸۲
- ۱۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط