{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواست یکی رو داشتم، بعضی وقتا که مردم خستم میکردن،

دلم میخواست یکی رو داشتم، بعضی وقتا که مردم خستم میکردن، میومد کنارم و دستاش رو میگذاشت دو طرف صورتم و زل میزد تو چشام و میگفت :ببین دییوونه توو منو داری!!!!
دیدگاه ها (۱)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part2چشام گرد شد ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹³وقت رفتن بود واسه آخرین ...

بادشکن p12ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با...

پارت ۲ساعت ۱۰ و ۲۹ دقیقه شب_جونگکوک:نمیدونم کجا داشتن منو می...

P8 .MY GOOD MISTAK.

the first lie

شاهزاده دوست داشتنی من

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط