{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۲۳

دیانا، که ارسلان سرشو گذشت روی پای من بعد با دستش دست منو گذاشت رو سرش فهمیدم باید نازش کنم دستمو کردم تو موهاش بازی می‌کردم و پیشونیش رو می‌میمالیدم

ارسلان، چشما رو بستم و اون همچنان داشت نوازشم می‌میکرد و من لذت می‌بردم
یه لباسی پوشیده بود که یکم شکمش بیرون بود سرمو فرو بردم تو دلش و بو میکشیدم که صدای خنده‌ی آرومی اومد

دیانا، وقتی این حرکت رو کرد ناگهان خندیدم
ارسلان ،بعد اینکه قشنگ بوش کردم سرم و برگردندم
دیدگاه ها (۰)

رمان ملک قلبم پارت ۲۴دیانا، صورتشو آورد سمتم ولی هنوز سرش رو...

رمان ملک قلبم پارت۲۵دیانا، رفتم غذا رو گرم کنم .. ۱۵ دقیقه ب...

رمان ملک قلبم پارت۲۲ارسلان، اوهوم دیانا، بیا برو غذاتو بخور ...

رمان ملک قلبم پارت ۲۱ارسلان، بوسی رو لپش زدم ولی ازش جدا نشد...

#بهترین_حس#پارت_5 از زبون دازای: بزار ببینم میتونه شکستم بده...

Porsche

[☆part³⁹☆]ویوی الکساندربعد از ساعت ها عشق بازی و اذیت کردنش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط