موضوع:وقتی موهاشون رو رنگ میکنی
کارکترا:باجی _ سانزو (بونتن)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
باجی تازه از گنگ برگشته بود و خسته بود پس رفت اتاقش و گرفت خوابید
ولی مگه ا/ت عزیزمان راحت یه جا مینشیند؟
رفتی پیش باجی و رنگ آبی رو در آوردی و زدی به موهای خوشگل، نرم، زی....(اهم اهم ببخشید) وقتی کارت تموم شد زنگ خونه به صدا در اومد وقتی درو باز کردی چیفویو رو دیدی که با خودش یاکی سوبا آورده بود بهش سلام کردی و رفتی کنار تا بیاد داخل و داد زدی:هویی باجی بیا پایینن چیفویو اومدهه
باجی که از همه جا بیخبر اومد پایین، تو و چیفویو به زور خنده تون رو نگه داشته بودید
بعد از چند دقیقه چیفویو دوهزاریش افتاد:واییی یادم رفت به پک چی غذا بدم باید برم جانههه
بعد سریع رفت
باجی:این چش بود؟
ا/ت:بری خودتو تو آیینه ببینی میفهمی
باجی رفت تا خودشو تو آیینه ببینه که ا/ت سریع رفت کفشاشو بپوشه تا فرار کنه یهو باجی داد زد:بااا موهامم چییکاارر کردیییی!!!
تمام کوچه و خیابون های توکیو رو چهار بار دور زدید آخرشم باجی گرفتتون و موهای شما رو هم رنگ کرد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دیروز سانزو تمام چیپسای عزیزت رو خورده بود و تو خیلی عصبانی شده بودی پس یه نقشه کشیدی (یاح یاح یاح کرمممم) رفتی رنگ سبز برای موهای سانزو خریدی و الان سانزو خواب بود و بهترین زمان برای گرفتن انتقامت بود بعد نیم ساعت کارت تموم شد و رفتی سالن و رو کاناپه نشستی و با گوشیت وِر رفتی تا سانزو بیدار بشه بعد ۲۵ دقیقه سانزو بیدار شد و با بیخیالی لباس پوشید و بدون اینکه به خودش تو آیینه نگاه کنه از خونه رفت بیرون
و ما اینجا ا/ت را داریم که از خنده داره زمین رو گاز میگیره
[یه ساعت بعد]
سانزو مثل جن زده ها در خونه رو باز کرد
سانزو:ا/ت قول میدم کاری کنم مرگی بیدرد داشته باشی فقط بیا اینجا!
ا/ت با کاتانای سانزو از آشپزخونه اومد بیرون
ا/ت:به من چه اگه دیروز تمام چیپسام رو نمیخوردی الان مثل گوجه نمیشدی
حالا جری بدو تام بدو
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.