{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایــــا

خدایــــا
فانوست را کمی پایین‌تر بگیر
جاده‌ای که در آن قدم نهاده‌ام تاریک است!
انتهایش را نمی‌دانم چیست.
می‌ترسم انتهایش بن‌بست باشد!

تو را به مهربانیت سوگند، فانوست را کمی پایین‌تر بگیر تا روشنی‌بخش راه ناپیدایم باشد.

نمی‌خواهم بی‌فانوس تو ، به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم.

ای مهربانترینم ، من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم ...

دوستان التماس دعا
دیدگاه ها (۱)

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

P : 5

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

وارث ماه‌خاموش

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۶: جاده‌ای که به هیچ‌جا نمی‌رسید(یا شاید ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط