{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازگشت عشق

🔮🎀بازگشت عشق🎀🔮


Part6

آلیسا:مزاحم چیه ما تازه خوشحالیم امدی☺️
لیا:خیلی ممنونم
گذشت و همه باهم آشنا شدن شب شد
چاعان هم برگشت خونه
چاعان:باشاک بقیه کجان
باشاک:همه توی اتاقشون هستن
چاعان رفت تو اتاقش بعد آلیسا رفت تو اتاقش
آلیسا:سلام داداشی
چاعان:سلام
آلیسا:داداش این دختر کیه توی عکس؟
چاعان:خوب 😢لیا
آلیسا:وایی یعنی تو لیا رو میشناسی وقتی اومد گفتم این دختر خوشگلو قبلاً یه جا دیدم نگو دوست داشتم بوده و عکسش اینجاه بوده😉
چاعان:چی کیو میگی
آلیسا:دختر دوست مامان لیا امروز اومد
چاعان:چی..چی. اون ..اون...اون الان کجاست
آلیسا :توی اتاق دوعا من اومدم بهت سر بزنم بعد منم برم پیششون شاید بریم بیرون میشه به توانا زنگ بزنی تا بیاد بعد به آردا هم زنگ بزنی که دنیز رو بیاره و تو آردا و یاعیز ما رو ببرین بیرون لطفا من مامان و بابا رو راضی کردم لطفا
چاعان:بابا لیا رو دید؟
آلیسا :نه
چاعان:آها
آلیسا:خوب خوبه دیگه حق رد کردن نداری حاظر شو که بریم
آلیسا از اتاق رفت بیرون چاعان شوکه شده بود چشاش پره‌ اشک شده بود زنگ زد به یاعیز

زینگ
مکالمه چاعان و یاعیز
یاعیز:الو چاعان
چاعان:(با صدای پر از بغض گفت)یاعیز.. لیا...لیا
یاعیز:چاعان چی لیا پیداش کردی کجای
چاعان:خونه
یاعیز :چی
چاعان :همه چیزو میگم توانا و آردا اونجام
یاعیز:اره
چاعان :همتون بیاین بگو آردا هم دنیز رو بیاره
دنیز خواهر آردا هستش
یاعیز :با.. باشه
پایان مکالمه
دیدگاه ها (۰)

🔮🎀 بازگشت عشق 🎀🔮Part7توانا:یاعیز کی بودیاعیز :چاعانتوانا:.چی...

🔮🎀 بازگشت عشق 🎀🔮Part8لیا: خوب یادمه ما تو مدرسه دوست شدیم من...

🔮🎀بازگشت عشق🎀🔮Part5دوعا:تو همیشه باید فرد کامل کامل باشه که ...

🔮🎀 بازگشت عشق 🎀🔮Part4حالیاعیز:چاعان مطمعنی که اون لیا بود؟چا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط