فصلدوم
فصلــ💜دومــ💜
پارت ۳۲💜
ددی💜شوگره💜 اجباریه من 💜
سانامی:: کثافته بیشعور🥺
بومگیو:: باهام حرف نزن🗿
سانامی:: بومگیووو🥺
بومگیو:: درد
سانامی:: یااااااا چرا اینجوری میکنی همه ازم بدشون میاد توهم یکی... اوکی عادیه
بومگیو:: نخیرم کیو دیدی از رفیقش بدش بیاد؟!
سانامی:: کیو دیدی با رفیقش سرد باشه؟!
بومگیو:: خیلی خب...
سانامی:: دوسِت دارم صگه کیوت
بومگیو:: منم همینطور عامازونی
سانامی:: عااام...بیا بازم بریم
بومگیو:: کجا؟!
سانامی:: یجا بجز اینجای شلوغ چرت،ولی جای ترسناک ن
بومگیو:: آره بریم
بومگیو پاشد و دست سانامیو گرفت
رفتن سمت در خروجی
بومگیو:: کسی گیر بده چی؟! مثلا بادیگاردا
سانامی:: ن بابا کسی کاری نداره
@ خانم کجا؟!
بومگیو:: آها...
سانامی:: عه😄
@ هوم؟!
سانامی:: ایشون بومگیو هست،راستش...
@ اهاا بومگیو ایشونه؟! ارباب پارک گفتن فردی ب اسم بومگیو هست ک دوست سانامیه و اگه اومد عب نداره همو ملاقات کنن و برن بیرون
سانامی:: نمصننن؟؟؟
@ بله راحت باشین
بومگیو:: بریم
بومگیو و سانامی رفتن بیرون
سانامی:: ووویییییی دورش بگردمممم
بومگیو:: خوبه بمن اعتماد داره
سانامی:: بمن داره!
بومگیو:: کمر بندتو ببند
راه افتادن برن بیرون...
سانامی:: کجا میریم؟!
بومگیو:: پایین شهر یه ویلا دارم...
سی مین بعد رسیدن...
پیاده شدن و رفتن داخل...
سانامی:: دوست دختر نداری؟!
بومگیو:: ن
سانامی:: یه خوبشو واست پیدا میکنم
بومگیو:: وقتی عروسی کنم اولین کسی که دعوت میکنم خودتی
سانامی:: تنکتتت،حالا بریم داخل
رفتن داخل خونه ، بزرگ و قشنگ بود
سانامی رفت رو کاناپه لم داد...
سانامی:: آخییییش،این ارامشه!
بومگیو:: چرا ب پارک جیمین نمیگی تو اون عمارت اذیت میشی؟!
سانامی:: خب...نمیخام نگران و...بشه
بومگیو:: ب بادیگاردا بگو
سانامی:: میگم،همین فردا میگم
بومگیو:: این صگه هرزه حالمو بهم میزنه
سانامی:: یانگم ؟!
بومگیو:: اره،همش چسبیده بود ب مردا
سانامی:: دو بار دیدمش هر دفعه با یکی میرفت تو یه اتاق...
بومگیو:: ولش😂
سانامی:: یچیزی بیار کوفت کنیم
بومگیو:: چشم
#dasam
پارت ۳۲💜
ددی💜شوگره💜 اجباریه من 💜
سانامی:: کثافته بیشعور🥺
بومگیو:: باهام حرف نزن🗿
سانامی:: بومگیووو🥺
بومگیو:: درد
سانامی:: یااااااا چرا اینجوری میکنی همه ازم بدشون میاد توهم یکی... اوکی عادیه
بومگیو:: نخیرم کیو دیدی از رفیقش بدش بیاد؟!
سانامی:: کیو دیدی با رفیقش سرد باشه؟!
بومگیو:: خیلی خب...
سانامی:: دوسِت دارم صگه کیوت
بومگیو:: منم همینطور عامازونی
سانامی:: عااام...بیا بازم بریم
بومگیو:: کجا؟!
سانامی:: یجا بجز اینجای شلوغ چرت،ولی جای ترسناک ن
بومگیو:: آره بریم
بومگیو پاشد و دست سانامیو گرفت
رفتن سمت در خروجی
بومگیو:: کسی گیر بده چی؟! مثلا بادیگاردا
سانامی:: ن بابا کسی کاری نداره
@ خانم کجا؟!
بومگیو:: آها...
سانامی:: عه😄
@ هوم؟!
سانامی:: ایشون بومگیو هست،راستش...
@ اهاا بومگیو ایشونه؟! ارباب پارک گفتن فردی ب اسم بومگیو هست ک دوست سانامیه و اگه اومد عب نداره همو ملاقات کنن و برن بیرون
سانامی:: نمصننن؟؟؟
@ بله راحت باشین
بومگیو:: بریم
بومگیو و سانامی رفتن بیرون
سانامی:: ووویییییی دورش بگردمممم
بومگیو:: خوبه بمن اعتماد داره
سانامی:: بمن داره!
بومگیو:: کمر بندتو ببند
راه افتادن برن بیرون...
سانامی:: کجا میریم؟!
بومگیو:: پایین شهر یه ویلا دارم...
سی مین بعد رسیدن...
پیاده شدن و رفتن داخل...
سانامی:: دوست دختر نداری؟!
بومگیو:: ن
سانامی:: یه خوبشو واست پیدا میکنم
بومگیو:: وقتی عروسی کنم اولین کسی که دعوت میکنم خودتی
سانامی:: تنکتتت،حالا بریم داخل
رفتن داخل خونه ، بزرگ و قشنگ بود
سانامی رفت رو کاناپه لم داد...
سانامی:: آخییییش،این ارامشه!
بومگیو:: چرا ب پارک جیمین نمیگی تو اون عمارت اذیت میشی؟!
سانامی:: خب...نمیخام نگران و...بشه
بومگیو:: ب بادیگاردا بگو
سانامی:: میگم،همین فردا میگم
بومگیو:: این صگه هرزه حالمو بهم میزنه
سانامی:: یانگم ؟!
بومگیو:: اره،همش چسبیده بود ب مردا
سانامی:: دو بار دیدمش هر دفعه با یکی میرفت تو یه اتاق...
بومگیو:: ولش😂
سانامی:: یچیزی بیار کوفت کنیم
بومگیو:: چشم
#dasam
- ۴۱.۱k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط