{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسر شهید مطهری تعریف می‌کنند:

همسر شهید مطهری تعریف می‌کنند:

یادم هست یک بار برای دیدن یکی از دخترانم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روز با یکی از آشنایانم به تهران برگشتم.

حوالی سحر بود چون وارد خانه شدم مشاهده کردم بچه‌ها خوابند ولی آقای مطهری بیدار است. چای حاضر کردند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند.
دوستم از دیدن این وضع تعجب کرد و: گفت همه روحانیون این قدر خوبند؟

💠 بعد از سلام و علیک چون آقا دیدند بچه‌ها خوابند با تأثر به من گفتند می‌ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبال‌تان بیاید.

+ روز معلم مبارک
دیدگاه ها (۰)

p7{نکته امروز روز ترس هست تو پارت بچه ها هم دیگرو می ترسونن}...

پارت دوم | اولین ضربهصبح هنوز کامل شروع نشده بود که لیانا وا...

رفتار با خانوادهشهید مطهریهمسرش را فرستاده بود اصفهان که با ...

یک روز در روستا اسب پیرمرد فرار کرد.همه گفتند : چه بدشانسی!پ...

یکی از پیروان "سوین شاکو" تعریف می کرد: - پس از صرف ناهار مع...

سحر دولتشاهي« يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك د...

((49)) روز تا عید بزرگ شیعیان عید غدیر خم در مشارق الانوار ح...

روز معلم برای من فقط یک مناسبت نیست؛ فرصتیه برای بازنگری در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط