{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ....

ادامه ....



ات آروم جلوش نشست و همچنین از وجود خودش کمی خجالت کشید ...
خدمتکار: چی میل دارید ؟
تهیونگ: برای این خانم یه چیزی بیارم بخوره ولی نه زیاد تا شام رو هم نوشه جون کنه
دخترک آروم و خجالت زده گفت
ات: یه توست با چای ممنون میشم بدی
تهیونگ همچنین چتری های بلندی که روی چشم هایش جاری بود کمی حدی دست به سینه زل زد بهش ... تهیونگ: گدای خوبی میشی
دخترک همچنین با همان خجالت آروم نگاهش کرد یعنی جدی می‌گفت کمی ناراحت شد و چهرش حالت خجالت به ناراحتی تبدیل شد
تهیونگ: چرا ماتت برد .. سمت خدمتکار نگاه کرد
تهیونگ: براش تست پنیری بیار
سمت دخترک زل زد و هر دو دست هایش را روی میز گذاشت مرموز زل زد بهش



سلام اومدم به یه دنیا پارت از همه فیک ها
دیدگاه ها (۰)

معجزه زندگی )پارت چهارده ات : نیازی نیست چرا خودتو اذیت میکن...

ادامه ..... لحنش دلسوزانه بود خدمتکار همچنین با چشم های گشاد...

معجزه زندگی )پارت سیزده دخترک زل زد به سند ازدواج ای که عکس ...

یه اتفاقی برام پیش اومده خوب دیگه فعالیتم به شدت کم میشه فعل...

dark life = ۳۷

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

دردسر بچه داری پارت۴

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[25]وقتی تهیونگ سوار ماشین شده گوشیش زنگ ...

Part 3

چند پارتی تهیونگ

دردسرهای بچه داری پارت۹

داستات

Last leaves/رمان جیمین

پارت ۱|تاج و خونخب اینم پارت اول رمان جدیدمون که خیلیاتون در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط