{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم

یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد

بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دست داده :|
دیدگاه ها (۱۳)

دختر یه خوش غیرت تو خيابون ميرفت يهو يه پسره محکم بغلش ميکنه...

وقتی می رن کتابخونه…دختر: دنبال کتابای باحال میگرده که پر از...

اگه خواستی بری دو دل نباش،بگو، من زنگ میزنم آژانس بیاد . . ....

)))))))))))))))))))))))))جوک)))))))))))))))))))))))))))))طرز...

رومان عشق پنهانی (پارت8)

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p18اونجا دیگه یه ...

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

ادامه پارت ۱۲

پارت ۵۲: قفسی که اسمش «عشق» بودلئو که از ترس داشت پس می‌افتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط