{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم از تو و از موج یادی که می کوبد به ساحل بی قرار ق

می نویسم از تو و از موج یادی که می کوبد به ساحل بی قرار قلبم .

تا دورها تو را به نام اشک هایم می شناسم وبا لحن همیشگی گریه می خوانمت .

تو حس می شوی از آن سوی قلبم.از پشت حصارهای وجودم.

نمی دانم تا کی به سینه بیاویزم گل خاطراتت را؟

از کجا به دست های تو برسم ؟

از کدام پنجره تو را ببینم ؟

از کدام هوا تو را نفس بکشم ؟

بگو . به من بگو که صدای تو همان آواز لرزانی است که نام مرا می شناسد .

بگو که می دانی من از جنس تنهایی ام و کوچیده به سرزمین غربت .

به شهر دلتنگی . صدایم کن .

بگو که هنوز هم برای منی.
دیدگاه ها (۶)

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟غافلگیر شدیمچتر نداشتیمخندی...

عشق زنجیری است که پاهای مضطرب انسانی در طلب آن است که برسر ه...

با تو شادمانم... برای تو می نویسم....به دور از وزن و قافیه.....

جایی در این دنیا هست...یک کوچه ی بسیار بسیار باریک در یک محل...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

شعر

صبحی تازه پنجره ای رو به خورشیدچشمانی منتظرو دلی  چون همیشه ...

می نویسم فقط برای تنها عشقم...لحظه های لمس دستانت را در خیال...

#پارت_صد_بیست_یکگارسن قهوه هارو گذاشت جلومون اما من تمام حوا...

خداوندا تو حیرانی؟تو بی دردی؟تو هم مانند من بیدارو شبگردی؟بی...

💓 #تنها_برای_تو💓 #تنها_برای_چشمهایش#دلنوشته_لیلی#کپی_ممنوع...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

سلام دوستان وهمراهن عزیزودوسداران ادامه رومان یک اشتباه عشقی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط