ببین قرار بود بخاطرت کم تر بکشم؛
ببین قرار بود بخاطرت کم تر بکشم؛
ولی خب خیلی قرارای دیگه هم داشتیم که کلا برعکس شد.
الانم فقط مونده ی ریهی پُر از دود
دوتا چشمه کلا خون
ی فندک
ی سرفه
ی حسه گنگ تو مخ که
داره بهم میگه برگرد
از خودت دور شدی پسر!
نمیدونه خیلی وقته
اسیره ی روح شده دلم؛
#مرد_خدا
ولی خب خیلی قرارای دیگه هم داشتیم که کلا برعکس شد.
الانم فقط مونده ی ریهی پُر از دود
دوتا چشمه کلا خون
ی فندک
ی سرفه
ی حسه گنگ تو مخ که
داره بهم میگه برگرد
از خودت دور شدی پسر!
نمیدونه خیلی وقته
اسیره ی روح شده دلم؛
#مرد_خدا
- ۱.۱k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط