{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهم اومدیم اینجا...

باهم اومدیم اینجا...
میگفت ی مدت هر روز میومدم اینجا...
مینشستم همینجا و به شهر نگاه میکردم...
گفتم چرا؟؟به خاطر آرامشش؟؟
گفت نه... که بفهمم میگذره
گفتم چرا دیگه نمیای؟؟یعنی حالت خوبه؟؟
گفت خوبم...فقط نمیگذره
دیدگاه ها (۸)

روستای گیتورن هلند ک هیچ جاده ای نداره و ب ونیز کوچولو معروف...

پاییز دور تو و تمام عاشقانه هایت را خط میزنم اگر با وجودت او...

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط