{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

■ چیزے شدهـــ ْ دڪتر ْ ...؟

■ چیزے شدهـــ ْ دڪتر ْ ...؟
□- متــــــأسفمــــ ْ ...
■ ﻣَڹ طآقتشو دآرمــــ ـ ْ
□- یڪـ ْ بیمآرے نآشنآختــہ س ْ !
ڪآرے از دستـــــ مآ برنمیآد..
■ ینــے چــے ْ ؟
□- قلبتــــ
دیدگاه ها (۳)

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت دو 𓆪 🖤🥀ات چند لحظه ساکت به جیمین خی...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت نــهــم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره...

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

مهمونی پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط