{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۸


و لقمه‌ای از اودن را به طرف او گرفت. انگار هیچ چیزی در این لحظه مهم‌تر از این دو نفر نبود
در حال انتظار یک زندگی جدید، در میان نور خیابان و لذت یک غذای ساده.
جونگ کوک دستش را دراز کرد و با دقت به او نگاهی انداخت. چشمانشان برای لحظه‌ای به هم قفل شد و این نگاه، که پر از محبتی خاموش بود، همه چیز را می‌گفت. زندگی، عشق، و این غذا که همه چیز را ساده‌تر و خوشایندتر می‌کرد.
به خوشمزگی لقمه‌ای اودن را داخل دهانش گذاشت خیلی داغ و تند بود
خوشمزه احساس عجیبی داشت لبخند محوش قلب دختر کنارش را می‌لرزاند یه سول داشت موفق میشد دلش رو به دست بیاره...
جونگ کوک صندلی برداشت و گذاشت جلوی دکه روبه یه سول گفت : اینجا بشین اینقدر یه جا واینستا
یه سول با لبخند روی صندلی نشست جونگ کوک هم مقابلش روی صندلی نشست و بهش خیره شد کم کم داشت در مقابلش نرم میشد ...
دیدگاه ها (۲)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۹وسط آن کوه های پر از برف و هوای کم...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۰جیمین با خشم و نگاه عصبی داد زد : ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۷یه سول خیلی سریع چشم هایش اشکی شدن...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۶جونگ کوک پایین پله های سالن منتظر ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۷یه سول در آرامش روی تخت نشسته بود ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط