{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نهم

پارت نهم
تو دستشویی داشت صورتش رو می شست
چشمش خورد به قرص های خواب آور روی قفسه
یه مدتی پدرش مشکل خواب داشت و این قرص ها رو میخورد اما حالا استفاده نمی کرد
پس چرا ا/ت از اون برای دیدن جونگکوک استفاده نمی کرد؟
.......
ساعت استراحت بود
ا/ت یه قرص به همراه آب خورد
چند دقیقه پلکهاش سنگین شد و روی میز خوابش برد
..‌‌‌‌‌.......
-کوک!
ا/ت با خوشحالی خودش رو توی اغوش مرد ول کرد
-زود اومدی!
-فهمیدم چجوری می تونم بیشتر ببینمت!
-خوشحالم که تونستی
جونگکوک خندید
.......
نیم ساعت میشد که توی رخت خوابش بود اما خوابش نمی برد
یه ساعت شد....هر کاری می کرد نمی خوابید
قوطی قرص رو از تو کیفش برداشت و بدوت آب قورتش داد
‌.......
روزها میگذشت ا/ت معتاد اون قرص های خواب آور شده بود
البته شاید بهتر باشه گفت اون معتاد جونگکوک شده و تنها راه رسوندن اون به جونگکوک قرص های خواب آور بود!

پارت بعدی پارت آخره(:
دیدگاه ها (۱۱)

پارت دهمکارش شده بود خوابیدنتو هر لحظه ای می خوابیدصبحونه،مح...

پارت ۱ا/ت ویوامروز نامی قرار بود بیاد خونمونخیلی خوشحال بودم...

پارت هشتما/ت این دفعه برای دست گرفتن پیش قدم شد و خودش دستش ...

پارت هفتما/ت برای اولین بار با لبخند به طبقه ی پائین رفت و ص...

وانشات فیک تهیونگ

زندگیه رویایی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط