{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هاگرید راه رو نشونمون داد و بعد از ملاقات با خانم مکگوناگ

هاگرید راه رو نشونمون داد و بعد از ملاقات با خانم مکگوناگال به سمت میز ها رفتیم تا سال اولی ها گروه بندی بشن بعد از تموم شدن سال اولی ها دامبلدور مثل سال اول شروع به سخنرانی کرد،بعد از اتمام سخنانش به در اشاره کرد و متیو وارد شد. دامبلدور گفت: امروز یک جادوآموز جدید داریم به اسم متیو ریدل همه با شنیدن فامیل ریدل ترسیدند دامبلدور برای ساکت کردنشون گفت: نیازی به ترس نیست اون با تام ریدل فرق دارد او شرور نیست و بعد به متیو برای تعین گروهش علامت داد متیو رفت و روی صندلی چوبی نشست، خانم مکگوناگال کلاه را بر روی سرش گذاشت و کلاه پس از زمان کوتاهی فریاد زد اسلیترین و همه بیشتر ترسیدند اما دامبلدور هنوز هم آرام بود و به متیو گفت که در کنار اسلیترینی ها بنشیند. متیو در کنار اسلیترینی ها نشست و بعد از مراسم به سمت خوابگاه هامون رفتیم. چون خوابگاه ریوکلاو بر روی بلندترین برج هاگواتز هست و اسلیترین در زیرزمین، زیاد نمیتوانستم با دراکو و متیو ارتباط داشته باشم پس نامه ای نوشتم «سلام،طبق نقشه پیش برو و کار عجولانه ای انجام نده» نامه را به هانتر دادم و بهش گفتم برسونه دست متیو و بعد از رفتن هانتر به خواب رفتم..
دیدگاه ها (۰)

پارت 2=خواب های عجیبی میدیدم انگار توی یک جایی مثل سیاه چاله...

پارت 3=ویو کلارا: دست دراکو رو کشیدم و به سمت درختی که متیو ...

رمان=cursed heart_ Chapter ۲شخصیت ها=کلارا مگنس_جیمسون دیگور...

تام در حال قدم زدن در خوابگاهش بود و در فکر فرو رفته بود، اف...

Mr. Malfoy پارت (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط