{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ها که خیره که میشوم به آسمان، از خودم می پرسم: "واقعا

شب ها که خیره که میشوم به آسمان، از خودم می پرسم: "واقعا من و مشکلاتم کجای این دنیای به این بزرگی را گرفته ایم؟" شاید نقشه ای پشت اینکار بوده، که شب ها بزرگی دنیا بیشتر به چشم بیاید، تا همه بتوانند درک کنند که آن مانع بزرگ در زندگی تک تکمان، واقعا چقدر کوچک و ناچیز است! شاید نقشه ای در کار بوده، که بتوان هر چند وقت یکبار از روی زمین پرواز کرد به دنیایی که برای هیچکس نیست! سند ندارد، قولنامه ندارد، اجاره و رهن ندارد، سرزمینی برای همه، سرزمینی که هیچکس درش بزرگ نیست، مشکلاتش هم همینطور! سرزمینی که در هر جایی که باشی، درست بالای سرت است، صدایت میکند، شب ها ولی نوای دعوتش بلندتر به گوش میرسد، شب ها میشود پرواز کرد...
دیدگاه ها (۲)

👌 😐 😂

یه روزایی توو زندگی هست که هر چی جلوتر میری، به گذشته نزدیک ...

😂 😂 😂 😂 😂

اووووف☺

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹²صبح روز بعد...اولین پرتوهای خورشید...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۸: ملاقات نصفه‌شبقصر شب‌ها عجیب ساکت می‌ش...

نام: قرارداد نفرتPart:⁵³چند ساعت بعد...بالاخره همه به هتل رس...

فاصله یک لبخند تا جنون

dark life = 27

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط