بر ساحل سرد!دریاست که پیر می شود موج به موج....
بر ساحل سرد!دریاست که پیر می شود موج به موج....
مرد
اگر
بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری
سیگار می کشیدم ...
نبودنت
دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد
تکیه می دادم
به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی...
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم؟!
مرد نیستم
اما
نامرد هم نیستم!
زنم
ونبودنت
پیرهنم شده است ...
مرد
اگر
بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری
سیگار می کشیدم ...
نبودنت
دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد
تکیه می دادم
به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی...
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم؟!
مرد نیستم
اما
نامرد هم نیستم!
زنم
ونبودنت
پیرهنم شده است ...
- ۸۷۵
- ۰۴ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط