آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم...
یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم...
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم...
باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم...
یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم...
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم...
باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم
- ۸۸۲
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط