این علی اصغره، پسره برادرم
این علی اصغره، پسره برادرم
تو یه روزتابستونی 6عصر بدنیا اومد،اون شب من همراه علی کوچولو و مامانش تو بیمارستان بودم،خیلی خوشحال بودم اما فقط ی نگرانی داشتم نوزاد از وقتی بدنیا اومده بود چشاشو باز نکرده بود،گریه هم نمیکرد،برخلاف بچه هایی که همزمان با علی کوچولو بدنیا اومده بودن شیر هم نمیخورد این از نظر پرستارایه بخش عادی بود امامن نگران بودم ونگرانیم وقتی بیشتر وبه گریه تبدیل شد که علی،نوزاد چندساعته تو خواب 3 بار به حالت خفگی سرفه کرد، بعد جیغ وداد من دکتر اومد بالا سرش و تشخیص نارسایی ریه داد،وعلی ساعت 12شب ب بخش اطفال انتقال داده شد تاساعت 10صبح که به بخش ویژه انتقال داده بشه علی 5،6 بار رو دستای من مرد و زنده شد و من همونجا نذر کردم که خدایا به حق علی اصغرت نذار بلای سر این طفل بیاد و من این طفل روسالم رو دستای خودم ببرم خونه و اسمشو بذارم علی اصغر،من به معجزه ایمان دارم،علی به حق شش ساله کربلا بعد 12روزبستری شدن تو بخش ویژه خوب خوب و تو بغل خودم وارد خونه مون شد، الان 2سالشه و اول بخاطر اسم مبارکش بعد شیطونیاش عشق منه
تو یه روزتابستونی 6عصر بدنیا اومد،اون شب من همراه علی کوچولو و مامانش تو بیمارستان بودم،خیلی خوشحال بودم اما فقط ی نگرانی داشتم نوزاد از وقتی بدنیا اومده بود چشاشو باز نکرده بود،گریه هم نمیکرد،برخلاف بچه هایی که همزمان با علی کوچولو بدنیا اومده بودن شیر هم نمیخورد این از نظر پرستارایه بخش عادی بود امامن نگران بودم ونگرانیم وقتی بیشتر وبه گریه تبدیل شد که علی،نوزاد چندساعته تو خواب 3 بار به حالت خفگی سرفه کرد، بعد جیغ وداد من دکتر اومد بالا سرش و تشخیص نارسایی ریه داد،وعلی ساعت 12شب ب بخش اطفال انتقال داده شد تاساعت 10صبح که به بخش ویژه انتقال داده بشه علی 5،6 بار رو دستای من مرد و زنده شد و من همونجا نذر کردم که خدایا به حق علی اصغرت نذار بلای سر این طفل بیاد و من این طفل روسالم رو دستای خودم ببرم خونه و اسمشو بذارم علی اصغر،من به معجزه ایمان دارم،علی به حق شش ساله کربلا بعد 12روزبستری شدن تو بخش ویژه خوب خوب و تو بغل خودم وارد خونه مون شد، الان 2سالشه و اول بخاطر اسم مبارکش بعد شیطونیاش عشق منه
- ۱.۹k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط