{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی اولین بار یه کلم دید،

شخصی اولین بار یه کلم دید،
اولین برگش رو کند ، زیرش یه برگ دیگری بود و زیر آن برگ یه برگ دیگه و باز هم یه برگ دیگه...
با خودش گفت : چه چیز مهمیه که اینجوری کادو پیچ شده؟!!!
اما وقتی به تهش رسید و برگها تمام شد ، متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده بلکه کلم مجموعه ی این برگهاست...
داستان زندگی هم مثل همین کلم هست ، ما روزهای زندگی را تند تند ورق میزنیم و فکر میکنیم چیزی اونور روزها پنهان شده!!
در حالیکه همین روزها آن چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم...
و چقدر دیر میفهمیم که بیشتر غصه هایی که خوردیم ، نه خوردنی بود نه پوشیدنی ، فقط دور ریختنی بود!
زندگی ، همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم...
دیدگاه ها (۳)

دلم هوای کرسی واین چای کرده..

ما که از عشق حسین(ع)دم میزنیم : کوچه ها را رنگ ماتم میزنیم: ...

..

اینم مخصوص اونایی که عاشق انارن...خخخ

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

شخصی اولین بار یه کلم دید،اولین برگش رو کند ، زیرش یه برگ دی...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش به برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط