{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۳

پارت ۲۳
من فقط کوکی توام
راوی : و بعد ات میره تو بقل کوک
ویو کوک : آخی خوابش برد خب الان کجا ببرمش بزار امشب رو ببرمش تو اتاق خودم بخوابه

راوی : و بعد کوک ات رو بغل میکنه و میبره به سمت عمارت بادیگاردا که پشماشون ریخته بود از اینکه کوک اون رو بغل کرده

علامت بادیگارد یک :٪۱
علامت بادیگارد دو :٪۲

٪۱ :حاجی پشمام دیدی

٪۲ :آره منم پشمام ریخته

٪۱ :ببین این چقدر خوش شانسا که مستر جئون عاشقش شده

٪۲ :آره ای کاش من جای اون بودم

٪۱ :تو مردی الاغ

٪۲ :اولن الاغ خودتی دومن منظورم اینکه زن بودم دیگه خر

ویو کوک : یا ابوالفضل بادیگاردا بد نگاه میکردن فکر کنم چیزی فهمیدن اشکال نداره به جهنم فعلا باید این کیوتچه رو بزارم تا بخوابه

راوی : بعد کوک میره سمت اتاقش تو طبقه ی بالا که یکدفعه موقیه بالا رفتن از پله ها دختر عموش ( که خیلی بباباش پولداره و عاشق کوکه ) وارد عمارت میشه

اسم دختر عموش : ته می
علامت ته می : *
....................


ببخشید این پارت کم بود
پارت بعد جبران میکنم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۲۴ من فقط کوکی توام ویو ته می : با شوق و ذوق دیدن کوک ب...

۲۰۰ تایی شودنمون مبارک 💜تو همین چند روز فیک من فقط کوکی توام...

پارت ۲۲من فقط کوکی توام ÷ : خب میخوای بریم خونتون تا ببینیشو...

پارت ۲۱ من فقط کوکی توامویو کوک : نزدیک بود از خوشحالی بال د...

#قمار_سرنوشت پارت⁷ویو ته رفتم سوار ماشین شدم که یهو گوشیم زن...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط