پارت ۲۲

پارت ۲۲
من فقط کوکی توام

÷ : خب میخوای بریم خونتون تا ببینیشون

+ : نه

÷ : خب چرا

+ : آخه اونا مردن

÷ : خب خدا بیامرزتشون
خب میخوای بریم سر خاکشون

+ : نه نه ( با ترس )

÷ : چرا ترسیدی

+: آخه آخه برادرم اونجاست

÷ : خب برادرته دیگه مگه دلت برای اون تنگ نشده

+ : نه خب یعنی اصلا اصلا ازش خوشم نمیاد

÷ : خب چرا

+ : آخه اون پولایی که من از نظافت خونه ها در میارم رو ازم میگیره و منو کتک میزنه

÷ : غلط میکنه . خودم حالیش میکنم

+ : نه نه خواهش میکنم با یوجین کاری نداشته باش ( با گریه )

÷ : چرا گریه میکنی منه که با داداشت کاری ندارم

+ : راس میگی ؟

÷ : آره . میگم تو منو دوس نداری درسته

+ : نه . یعنی آره ولی بخاطر اتفاقاتی که تو این یهمدت برام افتاده بود ترسیدم

÷ : اووووووووف ( منظور راحت شدن خیال بود 😂 )
.............................
دیدگاه ها (۱۰)

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

I fell for my doctor-part 10

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

آریماااااا ❤ خب بعد از حمالی کردن ساعت ها 🕑 در مدرسه برگشتم ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

Cruel Love پارت ۹$:می‌خوایم بریم سفر یه هفته ای &:یعنی تو تو...

تکپارتی درخواستی

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط