{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی نامجون

چندپارتی نامجون

Part¹

مثل همیشه،ات توی آشپزخونه بود و داشت برای شام آشپزی میکرد.میدونست هیچوقت نمیتونه مثل بقیه،با کسی زندگی کنه که اونم عاشقش باشه؛کاش میشد که عشقش یه طرفه نبود.
نامجون هم نشسته بود روی کاناپه و با کلافگی،با لپ تاپش وَر میرفت.
(علامت ها:ات_
نامجون+)

+ات باید یه چیزی بهت بگم
با چهره ای سرد و بی روح نگاهش کردم
_چیه باز؟!
+پدر و مادرم...
_چیه؟!بازم تصمیم برای زندگی ما؟!چرا مارو زندانی کردن و نمیزارن مثل یه آدم زندگی کنیم؟!
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی نامجونPart²پرش زمانی به ۴ ماه بعدداشتیم با نامجون س...

طرفدارای بی ال کجایید؟!فیک بعدی رو بی ال بزارم؟! ایگ نکنید خ...

کمبود ایدهخواهشا بگید چی بنویسم

بچه هاااا پارت ۱۷ جا مونده بودددPart¹⁷ات من،دلم برات تنگ شده...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

پارت ۱۴: معامله‌یِ نامرئیبعد از اون حرفِ من، جیمین با خنده گ...

bts8

free from the court (p1)

Which one part 13قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون ...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط