fake kook
fake kook
part*30
ا.ت: میخوای کجا ببریم
کوک: زندان
ا.ت: چی
کوک: نترس من خودم مراقبت هستم
ا.ت: یعنی چی
کوک: اون جا رو میبینی یه در داره اینم کلیدش از پله ها میای بالا در میزنی من درو برات باز میکنم من تو اون اتاق بالام وایسا تا دستتم باز کنم
ا.ت: خب کی بیام بالا
کوک: ده دقیقه دیگه
ا.ت: اوکیه
کوک: من بالا منتظرتم
ده دقیقه
تق تق تق
کوک: اومدم
ا.ت: منم
کوک: میدونم بیا داخل
ا.ت: اول که اسم زندان اوردی خیلی ترسیدم
کوک: فکر کردی من میزارم بری زندان فقط یه ساعت مشخصی هست که پدرم میاد نگاه میکنه اون موقع تو برو پایین
ا.ت: باشه
کوک: صبحونه نخوردی
ا.ت: نه
کوک: همینجا بمون الان میارم
ا.ت: باشه
رفتم پایین
کوک: خدمتکار یکم صبحونه اماده میکنی میخوام ببرم اتاقم
خدمتکار: چشم
م: چرا اتاقت خب همینجا میخوردی
کوک: نه میرم اتاقم
م: خب باشه
کوک: عزیزم بیا اینم صبحونه بیا بخور
ا.ت: این همه
کوک: باید بخوری دیدمت خیلی لاغری
ا.ت: 😠من لاغرم
کوک: خیلی فک نکنم از دست من روزای دیگه بتونی سالم باشی
ا.ت: تو به فکر من نباش
کوک: 😅
#کوک
#فیک
#سناریو
part*30
ا.ت: میخوای کجا ببریم
کوک: زندان
ا.ت: چی
کوک: نترس من خودم مراقبت هستم
ا.ت: یعنی چی
کوک: اون جا رو میبینی یه در داره اینم کلیدش از پله ها میای بالا در میزنی من درو برات باز میکنم من تو اون اتاق بالام وایسا تا دستتم باز کنم
ا.ت: خب کی بیام بالا
کوک: ده دقیقه دیگه
ا.ت: اوکیه
کوک: من بالا منتظرتم
ده دقیقه
تق تق تق
کوک: اومدم
ا.ت: منم
کوک: میدونم بیا داخل
ا.ت: اول که اسم زندان اوردی خیلی ترسیدم
کوک: فکر کردی من میزارم بری زندان فقط یه ساعت مشخصی هست که پدرم میاد نگاه میکنه اون موقع تو برو پایین
ا.ت: باشه
کوک: صبحونه نخوردی
ا.ت: نه
کوک: همینجا بمون الان میارم
ا.ت: باشه
رفتم پایین
کوک: خدمتکار یکم صبحونه اماده میکنی میخوام ببرم اتاقم
خدمتکار: چشم
م: چرا اتاقت خب همینجا میخوردی
کوک: نه میرم اتاقم
م: خب باشه
کوک: عزیزم بیا اینم صبحونه بیا بخور
ا.ت: این همه
کوک: باید بخوری دیدمت خیلی لاغری
ا.ت: 😠من لاغرم
کوک: خیلی فک نکنم از دست من روزای دیگه بتونی سالم باشی
ا.ت: تو به فکر من نباش
کوک: 😅
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۰.۰k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط