{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!

چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم

کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمی فهمد
به ظاهر ساکتم؛ در سینه ام آتشفشان دارم

پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینه ای از آسمان دارم

پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!

چه حسّ نادری؛ با فتح الماس حضور تو
تمام لحظه ها احساس می کردم «جهاندار»م!

اگرچه لحظه های خوب عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم

نًفس های تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
«هوا»ی روزهای بودنت را همچنان دارم
دیدگاه ها (۷)

حس می کنم کنار تو ،از خود فراترمدرگیر چشمهای تَو باشم ،رها ت...

قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین...

شاید کسی شبیه تو امشب به خواب رفتشاید کسی شبیه تو خواب مرا ن...

زنــدگــی‌ همـیــن اســتهر خـاطـره ، غـروبــی داردهر غـــروب...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

شب التیام.

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دوازدهم: میانِ عشق و تحقیر 🖤🥀[دیدگاه...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

KIM V

شاگرد لوس منپارت 22ته: اخ جوجه اینجوری ادامه بدی از دست میرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط