{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرز

قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین واسم بجز قفس نیست تا کی بگم آه ای خدا مگه دلم درد آشنا نیست هر چی کشیده بس نیست رنجی کشیده بس نیست تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش یک تکیه گاه مهربون رفقیق راه من باش اگر نمک بر زخم من باشی زخمم سر باز کند و دردم مرا از پای دراید
دیدگاه ها (۴)

شادی به ظاهر، منتها از درد لبریزیاردیبهشتی هم که باشی اهل پا...

**هر کس حال مرا پرسید گفتم عالی ام اشک ها پنهان شده در ...

حس می کنم کنار تو ،از خود فراترمدرگیر چشمهای تَو باشم ،رها ت...

چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!ولی از تو چه پنه...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

part : 9پاورچین پاورچین از در فاصله گرفتم و در اتاق اولی رو ...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

بانو هایده ومهستی...قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط