{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو درد می کشم

با تو درد می کشم
با تو می میرم

با تو که دردهایت از جنس دیگری است

حتی مرا در خواب دردهایت نمی بینی

حتی به خواب دردهایم نمی آیی

در تمام طول شب پنجره باز مانده بود

کوچه را که باز میکردی

روز روشنی

ترا می جست

چشم هایم در طول شب

به حسرت روز های رفته خیره بود

اشکهایم ترا گریه می کردند

قبلم از فرط خاطره می سوخت

وقتی که دریافتم

تمام با تو بودن در بی تو بودن

نشسته بود

اما حقیقتی است

ما هرگز مقصر نبوده ائیم

ترا که قرنها پیش متولد شده بودی

ومن که قرنها پیش مرده بودم

چه کسی در دفتر خاطرات

ما را در کنار هم ثبت کرده بود...؟

هیچ کس باور نکرد ما از جنس دیگریم

برایمان تبریک هم گفتند

که توانسته ائیم

شب در کنار هم به خوابهای جداگانه بیندیشیم

شب دوباره در راه است

من دو باره در کنار پنجره باز

خواهم ماند

اما در تمام دقایق این انتظار وهم گونه می دانم

صدای قدمهایت ضمیر کوچه را معطر نخواهد کرد
دیدگاه ها (۱)

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته ا...

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شودگاهی با یک کلام ، قلبی ...

بای

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سفید و سیاه🤍🖤پارت سوم⚡️# قسمت ۳: «شب اول» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی...

مردی که در کنارم بود

فیک جونگکوک خواب های واقعی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

سفید و سیاه🤍🖤پارت هشتم⚡️# قسمت ۸: «نزدیک‌تر» 🤍🖤**صحنه ۱ - دا...

پروانه جان

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط