{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«بسم رب الرقیه»

«بسم رب الرقیه»

عمه افطار به خرما میکرد/
رطب حاصل بین الحرمین/
جرعه ای آب...به گریه میگفت/
به فدای لب عطشان حسین...!/
سفره ای ساده...غم و بد حالی/
گریه ی عمه و بد احوالی/
سر افطار همیشه میگفت ؛
جای داداش حسینم خالی...!
دیدگاه ها (۱)

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

.عمه افطار به خرما میکرد؛رطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب........

دوست عزيز يا حسين بگو و شعر و رو بخون ببين با دلت چه ميكنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط