کجاست....؟
کجاست....؟
در چه حال است؟
شاید جایی تنهاست!
یا که در دشت غمی گم شده است!
یا که در بیشه ای دور
طعمه ی رنج و غم و درد شده است!
بارها من صدایش می زنم
نمی آید ندایی از دلم
به گمانم آنروز که درگیرِ تو شد
از همان لحظه ی آبی شدنش
نیست خبر از دل من
ناگهان پَر زد و رفت
این دل از سینه و هوش از سر من
در چه حال است؟
شاید جایی تنهاست!
یا که در دشت غمی گم شده است!
یا که در بیشه ای دور
طعمه ی رنج و غم و درد شده است!
بارها من صدایش می زنم
نمی آید ندایی از دلم
به گمانم آنروز که درگیرِ تو شد
از همان لحظه ی آبی شدنش
نیست خبر از دل من
ناگهان پَر زد و رفت
این دل از سینه و هوش از سر من
- ۴۶۶
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط