{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک نقاشی کرد...

کودک نقاشی کرد...

کودک تمام آرزویش آزادی است....
.

آرزویش را که نقاشی کرد...


به یاد اسیری اش افتاد...


مرزهای گرفته شده توسط دشمنان


شهادت پدر و برادر....


مادر بی جان....


منفجرشدن مدرسه اش...


اما چرا باز می خندید؟!


صدایش را آرام شنیدم که گفت:


"ولا تنطقوا من رحمه الله"
دیدگاه ها (۱)

به پروانه شدنت می ارزد . . .

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …تا کتابمو باز کردمگشنم ...

از بیانات مقام معظم رهبری . . .

دوکلمه حرف حساب . . .

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به تصویر خیره بود.ـ ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

پارت ۵: بازگشت به مدرسهروزها مثلِ قطره‌هایِ بارون، آرام و بی...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۲: مچ‌گیری در بدترین لحظه‌ی ممکنلب‌هایشان...

پارت ۴۷ صدای آژیرها تمام خیابان را پر کرده بود.مأموران پلیس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط