{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی 2 مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند

روزی 2 مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند
ناگهان از دور مسجدی را دیدند، دیوید به استیو گفت :
به آن مسجد که رسیدیم من میگویم نامم حمید است تو بگو نامم سعید است
استیو گفت : من به خاطر آب نامم را عوض نمیکنم
به مسجد رسیدند
ملا گفت : نامتان چیست ؟
یکی گفت:نامم استیو است و دیگری گفت نامم حمید است
ملا گفت : برای استیو آب بیاورید
و اما تو حمیدجان چون ماه رمضونه باید تا افطار وایسی
.
.
.
نتیجه اخلاقی : دروغگو به خود ظلم می کند
#شیعه
دیدگاه ها (۱۰)

مطلبی بسیار جالب !روزی دو مسيحی خسته و تشنه در بيابان گم شدن...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند ناگهان از دور مس...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزى دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور م...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند .ناگهان از دور م...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزى دو مسيحى خسته و تشنه در بيابان گم شدندناگهان از دور مسج...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدندناگهان از دور مسج...

شنبه95/3/15ساعت12:08حکایت جالب تغییر نام:روزی دو مسیحی خسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط