{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنبه95/3/15ساعت12:08

شنبه95/3/15ساعت12:08

حکایت جالب تغییر نام:
روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند.ناگهان از دور مسجدی را دیدند. دیوید به استیو گفت: به مسجد که رسیدیم من میگویم نامم امین است تو بگو نامم محمد است. استیو گفت: من به خاطر آب نامم را عوض نمیکنم.
به مسجد رسیدند. ملا گفت نامتان چیست؟ یکی گفت نامم استیو است و دیگری گفت نامم امین است. ملا گفت: برای استیو آب بیاورید و امین جان، چون ماه رمضونه باید تا افطار وایسی!!!!

پیشاپیش ماه رمضان مبارک
دیدگاه ها (۹۷)

مطلبی بسیار جالب !روزی دو مسيحی خسته و تشنه در بيابان گم شدن...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند ناگهان از دور مس...

روزى دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور م...

روزى دو مسيحى خسته و تشنه در بيابان گم شدندناگهان از دور مسج...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند .ناگهان از دور م...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدندناگهان از دور مسج...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزی 2 مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدندناگهان از دور مسجد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط