{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقپنهانمن

#عشق_پنهان_من
#پارت_اخر
(6سال بعد)

کیم جونگ: مامان غذارو بیار از گشنگی مردیم اه
سهون: نگاه غر غر بچم هم شروع شد راست میگه گشنمونه ها بدو
ا/ت: اه شکمو ها اومدم... بفرمائید
کیم جونگ: مامان😒
ا/ت: جانم
کیم جونگ: این چیه تاب و شلوارک پوشیدی ها خجالت بکش برو عوضش کن
ا/ت: وا کسی اینجا نیست که شما هردو شوهر و پسرمی
کیم جونگ: هرچه حق نداری بپوشی ها
سهون: غیرتی باباهه ها🤣
کیم جونگ: هوی نخند ها شوخی نکردم ها جوک گفتم میخندین😐؟
ا/ت: سهون دیدی این حرفا سرت اومد🤣
سهون: هوی شبه برین بخوابین بدویین مورچه برو
کیم جونگ: بیا قصه بخون بعد سر مرگتو بزار رو بالشت
سهون:.... 😐

سهون:
آخیش این بچه خپابید چه دردسری ساختم ها
ا/ت: خودت بودی به من چه
سهون: اوه لباساتو کندی بره کی لخت کردی؟
ا/ت: بره اون شلنگ🤤
سهون: خودت خواستی ها

لبامو رو لباش گذاشتم و وحشیانه مبخوردمش رفتم سراغ س.ینه هاش و میخوردم باهاش بازی میکردم
انگشتامو کردم تو بهشتش و آخش در اومد
انگشتامو دراوردم و شروع به خوردن بهشتش کردم واقعا مزه بهشت داد
وازلین رو زدم رو دیکم و محکم کردمش توش و تلمبه میزدم اخری ارضا شد و ولش کردم و رفتیم حموم

(و قصه ما تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه با یک رمان دیگه برمیگردم💜✨ )
دیدگاه ها (۱۴)

اینم لونا و یونگ سو✨💜

#مافیای_جذاب_من#پارت_۳که یهو مین جه اومد تو اتاق و گفتمین جه...

#عشق_پنهان_من#پارت_13ویو ا/ت: سهون اومد پایین و صدای زنگ خون...

#عشق_پنهان_من #پارت_۱۲منم یهو لبامو قفل لباش کردم و لیسیدیمش...

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط