هرزهخانهارباب
#هرزه_خانه_ارباب
part: 19
جیمین: ات تو دلیل گریه بی وقفه منی
ات: میتونم برم؟
جیمین: اوهوم
ات: رفتم بیرون و درو بستم
از استرس نزدیک بود سکته کنم رفتم تو سالن اصلی و خابیدم رو تختم و پتورو کشیدم رو سرم
فکر اینکه چ اتفاق هایی افتاد باعث شد جیغ خفه ای بزنم
عایشششش ینی چی؟؟؟
ودف؟
صدا اومد وقت ناهار
ا
رفتم پای ی میز تنها نشستم ک دیدم اجوما با غذای تو دستش اومد
لبخند زدم
اجوما: فهمیدی چقد دوست داره مگه ن؟
ات: شاید 😂
اجوما: تو براش با بقیه فرق داری اون هرزه های زیادی داشته اما فقط ب چشم هرزه دیده اونارو تو براش فرق داری
بین همه تو براش بیشتر میدرخشی برا همین الان حالش خوب نیست چون بدون تو نمیتونه ب زندگی متاهلی فکر کنه
part: 19
جیمین: ات تو دلیل گریه بی وقفه منی
ات: میتونم برم؟
جیمین: اوهوم
ات: رفتم بیرون و درو بستم
از استرس نزدیک بود سکته کنم رفتم تو سالن اصلی و خابیدم رو تختم و پتورو کشیدم رو سرم
فکر اینکه چ اتفاق هایی افتاد باعث شد جیغ خفه ای بزنم
عایشششش ینی چی؟؟؟
ودف؟
صدا اومد وقت ناهار
ا
رفتم پای ی میز تنها نشستم ک دیدم اجوما با غذای تو دستش اومد
لبخند زدم
اجوما: فهمیدی چقد دوست داره مگه ن؟
ات: شاید 😂
اجوما: تو براش با بقیه فرق داری اون هرزه های زیادی داشته اما فقط ب چشم هرزه دیده اونارو تو براش فرق داری
بین همه تو براش بیشتر میدرخشی برا همین الان حالش خوب نیست چون بدون تو نمیتونه ب زندگی متاهلی فکر کنه
- ۱۴.۰k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط