{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق سیاه و سفیدp

عشق سیاه و سفیدp25


با این حرف تهیونگ فقط اشک میریختم با خودم میگفتم اگه بلایی سرش بیاد جواب مامان و باباشو چی بدم
‌.........
(برمیگردیم به حال)
تو بغل جونگ کوک خابم برد صبح که چشمامو باز کردم دیدم صورتم تا صورت ۱ میل فاصله داره جیغ کشیدو یهو بلند شدم صورتم خورد تو صورت
جونگ کوک:ایییی دماغم ای دختره خنگ چته روانی
سونگ مین:من باید از ت بپرسم چرا صبح اول صبحی خیرو شدی رو مث جن
جونگ کوک:یااااا درست حرف بزنا بلندشو برو صبحونت رو بخور احمق
سونگ مین:من نمیخام خودت برو بخور
جونگ کوک:من خوردم زود باش برو بخور باید بریم جایی جیهوپ هم میاد زود باش
سونگ مین:کجا
جونگ کوک:به خودم مربوطه زود باش
رفتم صورتمو ابی زدم یه لباس نارنجی و یه شلوار مشکی ساده پوشیدم و رفتم پایین اول خانم چو رو بغل کردم ،بغل کردنش حس خوبی بهم میداد انگار خود مامانم بود
سونگ مین:خانم چو ازتون ممنونم
خانم چو:قربونت برم من خانم بفرمایید صبحانتون رو بهورید
سونگ مین:لطفا منو خانم صدا نزنین همون سونگ مین صدا بزنین
خانم چو:چشم سونگ مین جان
همونجا تو اشپز خونه یه لیوان چایی خوردم و رفتم بالا تو اتاق و یه لباس ابی روشن استین کوتاه و یه کاپشن کاملا پ از پر های صورتی پوشیدم و یه شلوار مشکی و کفش مشکی رفتم پایین جونگ کوک پایین رفتن تو ماشین جیهوپم بود
جیهوپ:به به سلام سونگ مین جون خوبی
سونگ مین:سالم ممنون تو خوبی
جیهوپ:قربونت راسی تا جونگ کوک نیومده بگم ما قراره بریم جایی تا بفهمی ما از کجا مامان و باباتو میشناختیم
سونگ مین:اها
دیدگاه ها (۹)

عشق سیاه و سفیدp26بعد از چند دقیقه هم جونگ کوک اومد داخل ماش...

عشق سیاه و سفید p27سریع رسوندیمش بیمارستان و با کمک دکترا ها...

عشق سیاه و سفید p24سونگ مین:اما جونگ کوک: گفتم بشین نشستن سر...

عشق سیاه و سفید p23سونگ مین:ولی دستشویی از اون طرفه تهیونگ:ا...

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

ادامه رمان مافیای من(پارت 4)جونگ کوک اومد توی اتاقم و بهم گف...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط