{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هرگز شعر نساخته‌ام

من هرگز شعر نساخته‌ام
من خود، لحظه‌هایی، شعر بوده‌ام
من خود را نوشته‌ام
در من، درخت‌ها کلمه بودند
چشمه‌ها کلمه بودند
ستاره‌ها کلمه بودند
و شعر من ،تصادم ستاره و درخت بود
فوران درشت چشمه
چیزی بود که بیهوده می‌کوشم
تفسیرش کنم.‌

#سعید_سلطانپور

🌹🌺🌱
دیدگاه ها (۰)

اما من و تو..دور از هم می‌پوسیمغمم از وحشت پوسیدن نیستغمم از...

مدتى هستكه حيرانم و تدبيرى نيست ...#وحشى_بافقى🖤🌱

انکار کن که ما تمام پاییز‌های تاریخ را با هم قدم زده‌ایمو بر...

همه‌جا تو را می‌خواهم، تمامت را، تمامِ تمامت را، تو را برای ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت ششــم بیست و نه ژ...

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

دسـت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمت چهارم.‌بیست و هشت ژوئن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط