{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز خسیسه به یه حاجی آقا می گه من زمان جنک به یه عراقی

یه روز خسیسه به یه حاجی آقا می گه من زمان جنک به یه عراقی پناه دادم گناه کردم؟
حاجی میگه نه تازه ثوابم کردی!!!
میگه اخه شبی ده تومن ازش می گرفتم!
میگه ایراد نداره
بعد خسیسه میگه به نظرتون بهش بگم جنگ تموم شده؟؟؟؟!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۵)

چه جمله ی عجیبی است دوستت دارم هرکس میگوید...

کوچ پرنده به من آموخت.. وقتی هوای رابطه سرد است... باید رفت....

خدایا دلم که برایت تنگ میشودبا آنکه میدانم همه جا هستی اما ب...

هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام! بگ...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

تصمیم گرفتم از این به بعد زیر هر پست راجب یه موضوع رندوم حرف...

تکاپو پارت 103:با الیزابت میرم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍بعد از اتفاق دفت...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

فکر کنم وقتشه من هم از ویپاپ خداحافظی کنم با اینکه هیچ‌وقت ب...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط