خنده دیر هنگام :
خنده دیر هنگام :
دختر کوچولو هر وقت عروسکش را تکان می داد، عروسک گریه می کرد.
حالا او دیگر بزرگ شده و هنوز هم همان عروسک را پیش خودش نگه داشته است.
سال ها گذشت و او حالا فرزندی داشت.
یک روز وقتی صدای خنده ی عروسکی را در حین بازی دخترش می شنود و می بیند خنده از سوی عروسکی است که چندین سال با او و گریه هایش، دوران کودکی اش را سپری کرده، خیلی تعجب می کند.
این اولین باری بود که عروسکش می خندید!
مادر وقتی بررسی می کند و دلیلش را می پرسد، متوجه می شود که دخترش، صفحه کوچک گرامافون که در پشت عروسک تعبیه شده بود را، برگردانده و آن طرفش را گذاشته است.
مادر افسوس می خورد به این که چرا وقتی کوچک بوده، متوجه نشده بود که عروسکش می توانسته بخندد.
دختر کوچولو هر وقت عروسکش را تکان می داد، عروسک گریه می کرد.
حالا او دیگر بزرگ شده و هنوز هم همان عروسک را پیش خودش نگه داشته است.
سال ها گذشت و او حالا فرزندی داشت.
یک روز وقتی صدای خنده ی عروسکی را در حین بازی دخترش می شنود و می بیند خنده از سوی عروسکی است که چندین سال با او و گریه هایش، دوران کودکی اش را سپری کرده، خیلی تعجب می کند.
این اولین باری بود که عروسکش می خندید!
مادر وقتی بررسی می کند و دلیلش را می پرسد، متوجه می شود که دخترش، صفحه کوچک گرامافون که در پشت عروسک تعبیه شده بود را، برگردانده و آن طرفش را گذاشته است.
مادر افسوس می خورد به این که چرا وقتی کوچک بوده، متوجه نشده بود که عروسکش می توانسته بخندد.
- ۲.۶k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط