{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند که در زمان موسی خشکسالی پیش آمد.

میگویند که در زمان موسی خشکسالی پیش آمد.
آهوان در دشت، خدمت موسی رسیدند که ما از تشنگی تلف می شویم و از خداوند متعال در خواست باران کن.
موسی به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود.

خداوند فرمود: موعد آن نرسیده
موسی هم برای آهوان جواب رد آورد.

تا اینکه یکی از آهوان داوطلب شد که برای صحبت و مناجات بالای کوه طور رود. به دوستان خود گفت: اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانید که باران می آید وگرنه امیدی نیست.
آهو به بالای کوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راه برگشت وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه کرد ناراحت شد. شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت:
دوستانم را خوشحال می کنم و توکل می نمایم. تا پایین رفتن از کوه هنوز امید هست.

تا آهو به پائین کوه رسید باران شروع به باریدن کرد
موسی معترض پروردگار شد، خداوند به او فرمود: همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که آهو دوباره با توکل حرکت کرد و این پاداش توکل او بود

هیچوقت نا امید نشوید، شاید لحظه اخر نتیجه عوض شود، پس مجددا توکل کنید 🙏 🏻
دیدگاه ها (۳)

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط