{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانِ دل !

جانِ دل !
باور کن من هم دوست دارم جمعه‌ها
آرامتر نفس بکشم ؛
چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل
و با خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت !
فکر کنم ،
فکر کنم ،
فکر کنم ....
و لا به لای دریای دلتنگی هایم ؛
ناگهان بیای و بگوی :
هفته بدونِ منِ سختی بود جانم ،
#جمعه‌مان_بخیر ..
دیدگاه ها (۱)

از آن زمان که آرزو چـونقشی از سراب شدتمام جستجـــــوی دل سوا...

یاواش یریآهسته قدم بردارآخشام اولور گل بیزههوروکلری توک اوزه...

منی یادا سالسان اگر،اوره ییمی آلسان اگر–آی جئیران سئوگیلیم ،...

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروان...

مادربزرگ میگفت :)چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت، قوری‌ چ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

مرد بی رحم

پارت ۵۵

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط