پارت³⁶
پارت³⁶
ات ویو
اون دختره عوضی منو با مو گرفت و انداختم بیرون وقتی. نگاه درو ورم کردم همه ی نگهبان ها بیهوش بودن
اشکام دوباره شروع به ریختن کردن چرا نباید عاشق کسی باشم چرا همه از پشت بهم خنجر میزنن دیگه نمیتونم تحمل کنم ..بلند شدم و به سمت خونه میریم رفتم تنها یادگارم از پدرم..
جونگکوک هنوز داشت گریه میکرد افراده اچا اونو گرفته بودن و نمیذاشتن تکون بخوره ...گریش قطع شد شیشه ویسکی که روی میز داشت تو ورداشت و زد تو سر یکیشون که دستش آزاد بود و با کلتبکه زید کوسن کاناپه قایم کرده با پشتش زد تو سر یکی دیگشون
اچا از ترس یک قدم به عقب برداشت
کوک:زندگیمو خراب کردی واست دلنشین بوده
اچا:کوک من دوست دارم
کوک:تو ههه خنده داره تو یادت رفته چیکار با من کردی
اچا:اونا گذشته بوده نمیخوای گذشته رو رها کنی[با یه لبخند چندش]
کوک:از موهای اجا گرفت تا خواست بزنش گفت
اچا:اگه ات رو فراموش نکنی قول نمیدم که سالم بمونه......
[یک ماه بعد]
هر روزه هر روز حال پسرک نا خراب تر میشود و اچا هم اونو بدتر میکرد
هیچ خبری ازش نبود
آجا تو این مدت تونست یوی از شرکت هاشو بالابکشه و به نامش کنه....
دخترک ماهم هرروز شکسته تر میشد و حرفای اون روز تو گوشش اکو میشد...........
این پارتش چرت شد پارتی بعدی بهتر میشه
Followers:¹⁴⁰⁵
ات ویو
اون دختره عوضی منو با مو گرفت و انداختم بیرون وقتی. نگاه درو ورم کردم همه ی نگهبان ها بیهوش بودن
اشکام دوباره شروع به ریختن کردن چرا نباید عاشق کسی باشم چرا همه از پشت بهم خنجر میزنن دیگه نمیتونم تحمل کنم ..بلند شدم و به سمت خونه میریم رفتم تنها یادگارم از پدرم..
جونگکوک هنوز داشت گریه میکرد افراده اچا اونو گرفته بودن و نمیذاشتن تکون بخوره ...گریش قطع شد شیشه ویسکی که روی میز داشت تو ورداشت و زد تو سر یکیشون که دستش آزاد بود و با کلتبکه زید کوسن کاناپه قایم کرده با پشتش زد تو سر یکی دیگشون
اچا از ترس یک قدم به عقب برداشت
کوک:زندگیمو خراب کردی واست دلنشین بوده
اچا:کوک من دوست دارم
کوک:تو ههه خنده داره تو یادت رفته چیکار با من کردی
اچا:اونا گذشته بوده نمیخوای گذشته رو رها کنی[با یه لبخند چندش]
کوک:از موهای اجا گرفت تا خواست بزنش گفت
اچا:اگه ات رو فراموش نکنی قول نمیدم که سالم بمونه......
[یک ماه بعد]
هر روزه هر روز حال پسرک نا خراب تر میشود و اچا هم اونو بدتر میکرد
هیچ خبری ازش نبود
آجا تو این مدت تونست یوی از شرکت هاشو بالابکشه و به نامش کنه....
دخترک ماهم هرروز شکسته تر میشد و حرفای اون روز تو گوشش اکو میشد...........
این پارتش چرت شد پارتی بعدی بهتر میشه
Followers:¹⁴⁰⁵
۱۹.۴k
۱۳ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.