{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روز میاد...

اون روز میاد...
که تو خسته و کوفته از سر کار میای
با اخم ولو میشی رو کاناپه
کانالا رو بالا پایین میکنی و سر آخر تلویزیونو خاموش میکنی و کنترلو پرت میکنه یه گوشه
بعد خیره به زمین بم میگی برم از جیب کاپشنت یه جعبه بیارم
منم که دیگه حالم ازت گرفته شده زیر لب غرغر کنان میرم و میارمش و وایمیسم کنارت
یه نگا به صورت مچاله م میکنی و خنده ت میگیره
بازومو میگیری و منو مینشونی تو بغلت
منم که مثلا قهر کردم جعبه رو با سردی باز میکنم و میبینم توش پر از پاستیل خرسیه
از خوشحالی جیغ میزنمو میبوسمت
تو ام که دیگه شادی منو دیدی میگی درسته سرم شلوغه ولی یادم نمیره خانوم خانومای خودمو خوشحال کنم
بعدشم من مث همیشه تو آغوش امنت آروم میگیرمو دونه دونه پاستیلا رو باهم میخوریم
یکی من
یکی تو

این‌یعنی‌زندگی!اوف خانوم خانومای من!!

khass☆m☆
22/10/1394
13:53
دیدگاه ها (۳)

شوشو من ؟- : ها؟ منو دوش نداری؟ -:دوست دارم خانومم بزا بکپم ...

دختر خانوم ... چرافکرمیکنی همیشه "عشقت" بایدنازتوب...

الااان خیلییی خوشحااااالمخوشبختی یعنی اینکه حواسش بهت باشهحر...

عصبانیم...امممم عصبانی که نه ولی یکم نگران و ناراحتآخه آقایی...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رمان دخت من

My lovely neighbor part : 47

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

پارت ۳

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط