{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يارو میخواست از دست گربه

يارو میخواست از دست گربه
خونه اش خلاص بشه گربه رو کرد تو گونی و برد یکجاي دور ولش کرد، بعد از دوساعت زنگ زد به زنش گفت: گربه اومده؟
زنش گفت: آره
گفت: ازش بپرس از کدوم خیابان اومده من گم شدم
دیدگاه ها (۲)

اخطار!!! نقض قوانین منجر به مسدود شدن حساب کاربری شما می شود...

و همانا در روز امتحان خواهند گفت مارابه قبل از امتحانات برگر...

داستان طنز رستوران - سه تا رفيق با هم ميرن رستوران ولي بدون ...

ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻟﯽ ﺟﻠﻮﻣﻮ ﮔﺮﻓﺖ , ﮔﻔﺖﺁﻗﺎ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ, ﻣﺎﺩﺭ ﻣ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟏_خدایا بهم صبر بده +امین _بریم جیمین ماشین رو روشن کرد...

(باکوگو دوستت دارم) پارت۵ ادامهکلاس تموم شد. من به سمت خوابگ...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

پسر بد (55)

🖤عشقه تکرار نشدنی 🩵دوستان امیدوارم از این پارت لذت ببرید لای...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط