{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفرو افتادزمین..

تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفرو افتادزمین..
سریع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف مانکن جلوی مغازه است..
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم:خنده داره؟خب من فکر کردم آدمه!
اما یارو چیزی نگفت!

خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکن دیگست!
خیلی حالم بده.. قرصام کجاست
دیدگاه ها (۴)

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

the first lie

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 147♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط