{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌خندهای تو دلم را می برد ای جان من

‌خندهای تو دلم را می برد ای جان من
برق چشمان سیاهت می برد ایمان من
.
دلبری های تو هر دم شهره ی آفاق است
عشوه های تو همیشه موجب عصیان من

چشم ناز چون غزالت برق مهتاب شب است
نابسامانم ، تو هستی علت سامان من

با نگاهت عالمی را میکنی مست وخراب
قصه ی عشقت شده افسانه ی دوران من
دیدگاه ها (۱)

از من خواست حلالش کنم کسی که بهترین روزهای عمر را حرام کــرد...

اینجا دلی تنگ است....آنجا ســری گرم...عجب عدالتے

.

.

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

سناریو تهیونگ

part two

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط