{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️👌 👌

❤ ️👌 👌
دارم به این فکــر میکنم که
چند سالِ دیگـــر که یکهو سرهایمان را ازتویِ گوشی هایمان در می آوریم قرار است چند نفــر کنارمان نباشند...؟
چند نفر آنقــدر بهمان زل زدند بلکه سرهایمان را به سویشان بچرخانیم اما دریغ کرده و دریـغ کرده ایم
و آن ها
آرام آرام کوله بارشان را بسته اند و رفته اند....
یا همیـن حالا...
وقتی  آن اِچِ مثبتِ بالای گوشی هایمان اگـر نباشد
چنـدنفر را داریـم؟
چند نفر هنــوز هستندکه می شود رویِ شانه هایشان برای تکـیه کردن حساب کرد....؟
چنــد نفر هنوزهستند که میشود دست هایشان را گرفت و گونه هایشان را بوسیــد ...؟
با لب هایِ خـودت نه آن اموجـی هایِ بی جانِ لعنتی....
چند نفــر مانده اند که صدایِ خنده هایِمان را میشنوند  و از شنیدنش ذوق میکنند....؟
چند نفـر هنوز گاهی سر زده زنگِ خانه را می زننـد و با یک پاکت پفک و آجیل و پاستیل می آیند خانه اتان و  سه بعدی میشود دیدشان...؟
همه چیز
زیرِ سرِ "گراهام"است....
آن"بلِ" ازخدا بی خبــر
که تصویرمان را به صــدا و نسل های ِبعدش صدایمان را به حــروف هایی سرد مبدل کــردند....
. #فاطمه_صابری_نیا 🖋
.
💝 نظرتونو راجع به عکس و کپشن بنویسید💜
.
دیدگاه ها (۸۵)

پارت ۱

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

لحظه‌ای که نازنین کنار سینا نشست، انگار زمان برای تمام آن پن...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط