{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مـیرسه که... تــو خـونمون اون خـسته کوفته از سرکار م

روزی مـیرسه که... تــو خـونمون اون خـسته کوفته از سرکار میــاد

بهش میگم
خسته نباشی واونم بوسم میکنه و میره دوش بگیره

تــآ میره حمـوم داد بزنم آقـــاییییییی؟
از پشـــت در بـــگه جـــون دلـــــم خــانومم

بهش بگم
بدوو بدوو درو بآز کــــن
ســـریع درو بـــاز کنـــه بگـــه
چـــی شــده بچـــه

منـــم با ذووق بهـــش بگم
میذآری خط تـه ریشتـو مــن برآت بزنــــــم؟
آقامـــونم لباسشـــو دربـــیاره بگـــه

لـــازم نکـــرده
تو برو غذاتو بسوزون کوچولو ..
با غرغر از حمـوم بیــــآم بیــــــرون
اونـــم سریــــع از پشتـ بغلمـ کنـه بگـه چـه نـآز نـآزی تشریـــف دارن بعضیـــا

منمـ بـآ ذوق برم سمتش تآ خط ریششـو بزنم ..
اونم بگه
من که یـه خـآنـوم دوست داشتنی بیشتـر نــــدارم
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

قفس سیاه p2

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

Otagh baghli Part 46 «ویو سوهو » پشت مدرسه بودم و داشتم سیگ...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_96مهمونی خسته کننده ای شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط